اعلامیه

X

دعاي کوچک- اجابت بزرگ
فال,فال روزانه,طالع بینی


فال قهوه و چای
 
جمعه 19 شهريور 1389
برترین مطالب
فال حافظ با معنی و تفسیر - 85978 بازدید
عکس های شیطان پرستان - 14594 بازدید
عکس های زنان صدام حسین - 14368 بازدید
داستان جن - 8799 بازدید
جدیدترین فال: سال 1388 برای شما چگونه خواهد بود؟ - 5486 بازدید
فهرست
صفحه اصلي
تالارهاي گفتمان سايت
بخشهاي سایت
آلبوم تصاوير
لینکستان
وب نویس ها پولدار شوید
تبدیل وبلاگ به سایت
جستجو
فال حافظ
نقشه سایت
تماس با ما

موضوعات سایت
فایلهای صوتی خنده ار (0)
کلیپ موبایل (2)
اس ام اس (25)
پس زمینه موبایل (2)
نرم افزار موبایل (2)
ترفند های موبایل (13)
بازی موبایل (1)
زنگ موبایل (0)
تم موبایل (3)
کلیپ فلش (0)
بازی فلش (1)
فال (16)
بيوگرافي بازيگران و خواننده ها (5)
مطالب جالب و زيبا (76)
داستان کوتاه و حکایت (44)
جوش صورت (3)
سلامت (19)
زيبايي (9)
کتاب هاي الکترونيکي (1)
ترفند هاي کامپيوتر (6)
ترفند هاي اينترنت (5)
داستان جن و روح (2)
جن (3)
روح (2)
موفقیت (20)
داستان های ملانصرالدین (6)
عکس های عاشقانه (0)
عکس های طبیعت (0)
عکس های عجیب و غریب (4)
عکس های خنده دار و طنز (4)
عکس های بازیگران و خواننده ها (1)
عکس های کاریکاتور (0)
عکس های متحرک (Gif) (0)
اخبار جدید (1)
آمار

آخرین مطالب ارسالی
فال و طالع بینی

فال روزانه,فال امروز,طالع بینی روزانه,طالع بینی امروز,پرشین فال فال حافظ کلیک کنید فال قهوه و چای

اخبار روز ایران و جهان

دعاي کوچک- اجابت بزرگ

دعاي کوچک- اجابت بزرگ

لوئیز ردن، زنی بود با لباس های کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم، وارد خواربارفروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواربار به او بدهد.

به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند، و شش بچه اش بی غذا مانده اند.

جان لانگ هاوس، صاحب مغازه با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند.

زن نیازمند، در حالی که اصرار می کرد گفت: آقا شما را به خدا، به محض اين که بتوانم پول تان را می آورم جان گفت نسیه نمی دهد.

مشتری دیگری که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت: ببين خانم چه می خواهد، خرید اين خانم با من

خواربار فروش با اکره گفت: لازم نيست ، خودم می دهم، ليست خريدت کو؟

لوئز گفت: اينجاست

ليست ات را بگذار روی ترازو به اندازه وزنش، هر چه خواستی ببر

لوئیز یک لحطه خجالت کشید و مکث کرد، از کیفش تکه کاغذی درآورد، و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پایین رفت

خواربار فروش باورش نشد و مشتری از سر رضایت خندید

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه دیگر تراوز کرد. کفه ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.

در این وقت ، خواربار فروش با تعجب و دل خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است.

کاغذ، لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود: ای خدای عزیزم، تو از نیاز من با خبری، خودت آن را برآورده کن

مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد

لوئیز خداحافظی کرد و رفت.

مشتری یک اسکناس 50 دلاری به مغازه دار داد و گفت: تا آخرین پنی اش مر ارزید فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است

نظرات
نظری فرستاده نشده است.
فرستادن نظر
نام یا ایمیل:

نظر:




Enter Validation Code:

امتیازات
امتیاز دهی فقط برای اعضا می باشد.

برای امتیاز دادن وارد حساب کاربری خود شوید و یا ثبت نام کنید.

امتیازی داده نشده است.

بنرها

تصویر برگزیده
ورود
نام کاربری

كلمه عبور



آیا هنوز عضو نشده اید؟
برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

آيا كلمه عبور خود را فراموش كرده ايد ؟
برای درخواست یک كلمه عبور جدید اینجا را کلیک کنید.
اس ام اس تصادفی
افزار های رایگان سایت

فال حافظ در سایت شما
جدول لیگ برتر در سایت شما
وضعیت آب و هوا در سایت شما
نرخ ارز و طلا در سایت شما
اس ام اس تصادفی در سایت شما
تاریخ شمسی در سایت شما
تقویم شمسی در سایت شما
تقویم روزانه در سایت شما
دعای امام زمان (عج) در سایت شما
اوقات شرعی  در سایت شما

لینک دوستان
پرشین استار - ستاره پارسی
افزار های رایگان وب مستر
سرگرمی،اس ام اس،فال
پرشین فال,فال و طالع بینی
پیج رنک چکر ساده
تبلیغات رایگان
فال روزانه
میمند