دعاي کوچک- اجابت بزرگ
فال
 
شنبه 29 تیر 1398
توجه
برترین مطالب
فال چینی برای ماه های سال - 1072667 بازدید
فال حافظ با معنی و تفسیر - 660313 بازدید
عکس های زنان صدام حسین - 414693 بازدید
جدول تبديل مقياس ها - 398278 بازدید
داستان جن - 370326 بازدید
فهرست
صفحه اصلي
تالارهاي گفتمان سايت
بخشهاي سایت
آلبوم تصاوير
لینکستان
جستجو
فال حافظ
نقشه سایت
تماس با ما

موضوعات سایت
فایلهای صوتی خنده ار (0)
کلیپ موبایل (2)
اس ام اس (25)
پس زمینه موبایل (2)
نرم افزار موبایل (2)
ترفند های موبایل (13)
بازی موبایل (1)
زنگ موبایل (0)
تم موبایل (3)
کلیپ فلش (0)
بازی فلش (1)
فال (16)
بيوگرافي بازيگران و خواننده ها (5)
مطالب جالب و زيبا (77)
داستان کوتاه و حکایت (44)
جوش صورت (3)
سلامت (19)
زيبايي (10)
کتاب هاي الکترونيکي (1)
ترفند هاي کامپيوتر (6)
ترفند هاي اينترنت (5)
داستان جن و روح (2)
جن (3)
روح (2)
موفقیت (20)
داستان های ملانصرالدین (6)
عکس های عاشقانه (0)
عکس های طبیعت (0)
عکس های عجیب و غریب (4)
عکس های خنده دار و طنز (4)
عکس های بازیگران و خواننده ها (1)
عکس های کاریکاتور (0)
عکس های متحرک (Gif) (0)
اخبار جدید (1)

آخرین مطالب ارسالی
فال و طالع بینی

فال روزانه فال حافظ کلیک کنید فال قهوه و چای


فال انبیا

دعاي کوچک- اجابت بزرگ

دعاي کوچک- اجابت بزرگ

لوئیز ردن، زنی بود با لباس های کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم، وارد خواربارفروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواربار به او بدهد.

به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند، و شش بچه اش بی غذا مانده اند.

جان لانگ هاوس، صاحب مغازه با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند.

زن نیازمند، در حالی که اصرار می کرد گفت: آقا شما را به خدا، به محض اين که بتوانم پول تان را می آورم جان گفت نسیه نمی دهد.

مشتری دیگری که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت: ببين خانم چه می خواهد، خرید اين خانم با من

خواربار فروش با اکره گفت: لازم نيست ، خودم می دهم، ليست خريدت کو؟

لوئز گفت: اينجاست

ليست ات را بگذار روی ترازو به اندازه وزنش، هر چه خواستی ببر

لوئیز یک لحطه خجالت کشید و مکث کرد، از کیفش تکه کاغذی درآورد، و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پایین رفت

خواربار فروش باورش نشد و مشتری از سر رضایت خندید

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه دیگر تراوز کرد. کفه ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.

در این وقت ، خواربار فروش با تعجب و دل خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است.

کاغذ، لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود: ای خدای عزیزم، تو از نیاز من با خبری، خودت آن را برآورده کن

مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد

لوئیز خداحافظی کرد و رفت.

مشتری یک اسکناس 50 دلاری به مغازه دار داد و گفت: تا آخرین پنی اش مر ارزید فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است

نظرات
نظری فرستاده نشده است.
فرستادن نظر
نام یا ایمیل:

نظر:




Enter Validation Code:

امتیازات
امتیاز دهی فقط برای اعضا می باشد.

برای امتیاز دادن وارد حساب کاربری خود شوید و یا ثبت نام کنید.

امتیازی داده نشده است.

توجه
تصویر برگزیده
ورود
نام کاربری

كلمه عبور



آیا هنوز عضو نشده اید؟
برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

آيا كلمه عبور خود را فراموش كرده ايد ؟
برای درخواست یک كلمه عبور جدید اینجا را کلیک کنید.
افزار های رایگان سایت

فال حافظ در سایت شما
جدول لیگ برتر در سایت شما
وضعیت آب و هوا در سایت شما
نرخ ارز و طلا در سایت شما
اس ام اس تصادفی در سایت شما
تاریخ شمسی در سایت شما
تقویم شمسی در سایت شما
تقویم روزانه در سایت شما
دعای امام زمان (عج) در سایت شما
اوقات شرعی  در سایت شما

لینک دوستان
پرشین استار - ستاره پارسی
فال تاروت اندروید
سرگرمی،اس ام اس،فال
پرشین فال,فال و طالع بینی
فال روزانه
میمند
تعبیر خواب
آمار