 اس ام اس های زیبا سری پنج 5
دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت . . . ما هميشه صداهاي بلند را مي شنويم ، پر رنگ ها را مي بينيم ، سخت ها را مي خواهيم . غافل از اينکه خوبها آسان مي آيند ، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند . . . دليل آفرينش انسان عشق بود و خدا انسان را عشق آفريد چون عشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس بايد قدر اين نعمت الهي ( قدرت عشق ) را دانست . . . هرگز براي عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش . گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند . . . دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مي آد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه . . . دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج ! . . آسمون به ماه مي گه: عشق يعني چه ؟ ماه مي گه : یعني بودن در آغوش تو ماه مي گه : تو بگو عشق يعني چه ؟ آسمون مي گه : انتظار ديدين تو ! . . منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي حاضر باشه تو رو به همه ي دنيا نشون بده و بگه كه اين دنياي منه . . . در دايره عشق اگر باران بلا باريد ، عاشق آن است که از دايره بيرون نرود ! . . پروانه احساسم در دام عنکبوتي افتاد ، که عنکبوتش سير است ، نه ميتواند پرواز کند ، نه ميتواند بميرد ! . . دلم تنگ است ، دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد . نه ديداري ، نه بيداري ، نه دستي از سر ياري مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري ! . . خدايا! به آنان که ادعاي عاشقي تو را دارند بياموز ، که بزرگترين گناه شکستن دل آدميان است ! . . دو چيز هيچوقت از ياد آدما نمي ره : دوست هاي خوب ، روزهاي خوب ! . . به نام كسي كه يادش در بهار من ، نامش در انديشه من ، عشقش در قلب من ، كلامش در دفتر من ، ديدارش آرزوي من است . . . زندگي حكمت اوست ، زندگي دفتري از خاطره هاست ، چند برگي را تو ورق خواهي زد ، ما بقي را قسمت . . . وقتي تنهاييم دنبال يك دوست مي گرديم ، وقتي پيداش كرديم دنبال عيب هاش مي گرديم ، وقتي از دستش داديم دنبال خاطره هاش مي گرديم ، و باز تنهاييم . . . براي داشتن چيزي كه تا به حال نداشتي ، كسي باش كه تا به حال نبودي . . . هرگاه شادم ياد تو غمگينيم مي كند ، هرگاه غمگينيم ياد تو شادم مي كند ، پس هر دو را دوست دارم چون حكايت از تو مي كند . . . غم هايت را بر روي شن بنويس تا باد آن را با خود ببرد ، شاديهايت را بر روي سنگ بنويس تا براي هميشه باقي بماند . . . داشتم اشك هايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چكان جعل مي كردم ، خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ، ببخش اگر اين روز ها عشق با گريستن اثبات مي شود . . . چشم هايت وقتي دروغ مي گويي زيبا تر مي شوند ، اگر مي خواهي زيبا ترين باشي هميشه به من بگو دوستت دارم . . . اي كاش گل باغ بهارت بودم اندرقفس عشق هزارت بودم اي كاش به هر سو كه نظر مي كردي من مردمك چشم خمارت بودم . . . بي خبر از همديگر آسودن چه سود بر مزار مردگان خويش ناليدن چه سود زنده را بايد به فريادش رسيد ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود . . قلب ها دريچه ي نفوذند و صادقانه نفوذ كردن پايدارترين مهماني است . . . تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند تا جای پاهایت را بوسه بزنند . . . کاش می شد قلب ما از یاس بود تک تک گلبرگ آن احساس بود پاک و سبز و ساده و بی ادعا ، کاش می شد بهتر از الماس بود ، کاش می شد عشق را تفسیر کرد عاشقی را با محبت سیر کرد . . . حق داري دلگير شوي ! وقتي پاسخي از من نمي رسد ، مرا ببخش اي دوست گاهي زندگي سخت مي شود . . . آنروز هوا هواي بي صبري شد ، خورشيد اسير ظلمت جبري شد ، روزي كه دلم هواي باريدن داشت ، تا آه كشيدم آسمان ابري شد . . . تو به پاكي عقيقي ، مثل درياها عميقي ، مثل گريه مرحم زخم ، مثل تنهايي رفيقي . . . يه بوسه تقديم به آنكه دارمش دوست تقديم به آنكه قلبم از اوست اگر مهتاب از تن بركند پوست جدا هرگز نگردد يادم از دوست . . . ماندم به تو اي گلشن زيبا چه نويسم من مور صغيرم به سليمان چه نويسم ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم . . . لحظه ها در پي هم مي گذرند و ميان آنها تو فقط مي ماني ، لحظه اي با من باش تا ابد در دل من مهماني ! . . عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ، دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ،شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام . . . تا كه بوديم كسي كشت مارا غم بي هم نفسي ، تا كه خفتيم همه بيدار شدند ، تا كه مرديم همه يار شدند ، قدر آن شيشه بدانيد تا هست ، نه در آن موقع كه افتاد و شكست ! . . مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران ، نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد دعایم کن ، دعایم کن که من محتاج محتاجم ! . . هيچ وقت خودت را براي کسي شرح نده ، کسي که تو را دوست داشته باشد نيازي به اين کار ندارد و کسي که تو را دوست ندار د، آن را باور نخواهد کرد ! . . مرا هر جور خواهي در به در كن ، جفايت را از اين هم بيشتر كن ، بزن با عشق خود آتش به جانم ، ولي آتش نشاني را خبر كن ! |